ولايت
و ولايت را واجب نمود و آن را كليد راه خود و رهنماى همه احكام و واجبات قرار داد.
برادران، دوستان و عزيزان! من خداوند و پيامبران و فرشتگان و اولياى او را گواه مى گيرم كه معتقدم هر كس به ولايت على بن ابى طالب و اولاد معصوم او - كه درود خدا بر همگى آنان باد - معترف باشد به توحيد و ولايت خدا و ولايت و رسالت محمد صلى الله عليه و آله و سلم اعتراف نموده، و هر كه جامه ولايت على و اولاد گرامى او را از تن در آورد جامه ولايت خدا و رسولش را از تن در آورده است، زيرا خداى بزرگ ولايت على عليه السلام را در جايگاهى نهاده كه اگر به مردم ابلاغ نگردد به منزله آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسالت الهى را انجام نداده و پيام خدا را به گوش مردم نرسانيده است، و بديهى است كه اگر رسالت الهى تبليغ نشده باشد اصلا اسلام تبليغ نگرديده است.
خواننده گرامى، به ديده انصاف به اين آيه بنگر و گفتار مفسران اهل سنت را درباره آن ملاحظه كن:
يا أيها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس ان الله لايهدى القوم الكافرين (٣).
(اى پيامبر، آنچه را كه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان، كه اگر نرسانى اداى رسالت نكرده اى، و خداوند تو را از گزند مردم نگاه مى دارد، خدا گروه كافران را راه نمى نمايد).
شهاب الدين آلوسى (م ١٢٧٠) گفته اند: مراد آيه آن است كه اگر پيامى را كه اينك به تو گفته اند نرسانى گويى اصلا تبليغ رسالت نكرده اى (١). و نيز گويد: ابن عباس گفته است: اين آيه درباره على عليه السلام نازل شد، آنجا كه خداى سبحان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را دستور داد كه مردم را از ولايت على عليه السلام آگاه كند (در روز غدير خم)، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيم آن داشت كه مردم بگويند: جانب پسر عموى خود را گرفت و به او تمايل نشان داد، و در اين باره بر او طعن زنند، پس خداوند اين آيه را به او وحى كرد. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در روز غدير خم به معرفى ولايت على عليه السلام برخاست و دست او را گرفت و گفت: (هر كه من مولاى اويم پس على مولاى او است، خداوندا، دوست او را دوست بدار، و دشمن او را دشمن باش) (٢). شيخ محمد عبده گويد: ابن ابى حاتم وابن مردويه وابن عساكر از ابى سعيد خدرى روايت كرده اند كه: اين آيه در روز غدير خم درباره على بن ابى طالب عليه السلام نازل شده است (١). جلال الدين سيوطى گويد: ابن مردويه از ابن عباس روايت نموده كه گفت: ما در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين آيه را چنين مى خوانديم: (يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك (أن عليا مولى المؤمنين)..). و نيز به سندش از ابو سعيد خدرى آورده كه گفت: اين آيه در روز غدير خم بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد (٢). فخر رازى (م ٦٠٦) گويد: مفسران در سبب نزول اين آيه وجوهى گفته اند... وجه دهم: اين آيه در فضيلت على بن ابى طالب عليه السلام نازل شده است. چون اين آيه نازل شد پيامبر دست او را گرفت و گفت: (هر كه من مولاى اويم پس على مولاى او است، خداوندا! دوست او را دوست بدار، و دشمن او را دشمن باش). عمر، على را ديد و گفت: (گوارايت باد اى پسر ابو طالب، تو مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى شدى)! و اين قول ابن عباس وبراء بن عازب و محمد بن على امام باقر) عليه السلام است (١). حافظ ابو القاسم حسكانى گويد: ابو اسحاق حميدى گويد: اين آيه درباره على بن ابى طالب عليه السلام نازل شد (٢). اينك براى تكميل بحث، نظر علامه طباطبائى رحمه الله را مى آوريم: اين كه نرساندن اين پيام (ولايت) مستلزم نرساندن احكام ديگر است تنها به خاطر اهميت آن است و چنين مى رساند كه رابطه آن با ساير احكام به گونه اى است كه اگر بدان بى توجهى شود در حقيقت به ساير احكام بى توجهى شده و احكام مانند جسمى بى روح گرديده كه فاقد حيات و حس و حركت است. در اين صورت آيه كاشف از آن است كه خداى سبحان پيامبر خود صلى الله عليه و آله و سلم را مأمور حكمى نموده كه امر دين بدان كمال مى يابد و بر كرسى قرار مى نشيند. بديهى است كه در چنين امر مهمى انتظار رود كه مردم با آن مخالفت كنند و كار را بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چنان واژگون سازند كه بنايى كه از دين ساخته ويران شود و اجزاى آن از هم بپاشد. اين مطلب را پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به خوبى حدس مى زد و بر اين دعوت از مردم بيم داشت، و پيوسته تبليغ آن را به تأخير مى انداخت تا موقعيتى مناسب و فضاى امنى بيابد بدان اميد كه دعوتش ثمر بخشد و كوشش بى دريغش هدر نرود. اما خداوند او را به تبليغ سريع دستور داد و اهميت حكم را به او گوشزد نمود و وعده داد كه او را از گزند مردم نگاه دارد (يعنى حضرتش را نگاه داشت از اين كه در معرض تهمت قرار گيرد و بگويند او سلطان است نه پيامبر، و اگر نه خوف پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر خودش نبود)...و اين بيان تأييد مى كند رواياتى را كه از طريق عامه و خاصه رسيده كه اين آيه درباره ولايت على عليه السلام نازل شد و خداوند امر به تبليغ آن فرمود، و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيم داشت كه او را در مورد پسر عمويش متهم كنند (١)...
برچسب: ولایت,
نویسنده: کارن رستمی